نمتك [ namatk ]به فتح اول و سكون ثانى و ضم فوقانى و كاف ساكن ميوهاى باشد صحرايى كه آن را به عربى زعرور و مثلث العجم گويند به اين اعتبار كه دانۀ او سه پهلو است و در خراسان علف شيران خوانند و به فتح اول و ثانى هم گفتهاند اما به معنى آلبالو و آن ميوهايست شبيه به گيلاس و به ضم اول و ثانى چيزيست سرخ مانند مرجان و به اين معنى به جاى تاى قرشت نون هم به نظر آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص910) 
بفتح و ضم ميم و سكون تا،ميوۀ سرخ رنگ كوچك،و بعضى گفتهاند آلوبالو،قريع الدهر گويد: بيت نمتك و بسد نزديك شان يكى باشد از انكه هر دو بگونه شبيه يكدگرند و در تحفه گويد:نوعى از آلوى كوهى كه بتازى زعرور گويند،اما در ترجمۀ صيدنۀ ابى ريحان گفته كه نلك بمعنى آلوى كوهى است،چنانكه گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1415) 
بفتح و ضم ميم و سكون تا آلوبالو را كويند قريع الدّهر كفته نمتك و بستد نزديكشان يكى باشد از آنكه هر دو بكونه شبيه يكديكرند بلى آلوبالو را با بستد شباهتى خواهد بود از ميوههاى كوهى نيز نوشتهاند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص716) 
- [بفتح نون و ميم و سكون تاى قرشت] در نسخۀ وفائى آلوبالو باشد مثالش فريد الدهر گويد -- و در يكى از نسخ بجاى فريد الدهر قريع الدهر [1] بنظر رسيده --. شعر جماعتى كه ندانند سيم را ز سرب همه دروغ زن و خربطند و خيره سرند * نمتك و بسد نزديكشان يكى باشد از آنكه هر دو بگونه شبيه يكديگرند و در تحفه نوعى از آلو باشد كه در كوه از درخت رويد و بتازى زعرور گويند - بضم زاى معجمه و راى مهمله و سكون عين مهمله و واو - و آن را كوژ - بكسر كاف و واو و آخرش زاى فارسى - نيز گويند و در ترجمۀ صيدنۀ ابو ريحان مسطور است كه نلك را بعربى زعرور گويند [2]. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1426) 
[اسم][عربی]آلوبالو و آلوى جنگلى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3766) 
چيزى باشد سرخ مانند بسد . قريع الدهر گويد: بصر ندارند ايشان كه باز نشناسند#نمتك و بُسد نزديكشان يكى باشد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص159) 